رقابت میان آمریکا و چین وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که میدان اصلی آن نه تنها اقیانوس آرام یا فناوریهای پیشرفته، بلکه کشورهای در حال توسعه در آفریقا، آسیا و خاورمیانه است.
عقبنشینی واشنگتن از نقش سنتی خود در حوزه کمکهای خارجی، همزمان با گسترش حضور اقتصادی پکن، نشانههایی از تغییر در توازن نفوذ جهانی ایجاد کرده است. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا چین واقعاً آماده پر کردن خلأ آمریکا است یا تنها از فرصت ایجادشده برای افزایش نفوذ خود استفاده میکند.
سقوط کمکهای آمریکا و فرصتی برای پکن
آمارها تصویری روشن از تغییر وضعیت ارائه میکنند. کمکهای خارجی کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) بین سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ حدود ۲۳ درصد کاهش یافت؛ بخش عمده این کاهش ناشی از سیاستهای دولت آمریکا بود.
بر اساس گزارش دیپلماسی مدرن، کمکهای خارجی ایالات متحده تنها در یک سال نزدیک به ۵۷ درصد کاهش پیدا کرد. دولت دونالد ترامپ در مارس ۲۰۲۵ کمکهای خارجی را متوقف کرد و سپس آژانس توسعه بینالمللی آمریکا (USAID) را منحل کرد؛ اقدامی که به لغو ۸۳ درصد از برنامههای این نهاد انجامید.
در نتیجه، مجموع کمکهای خارجی کشورهای عضو OECD از ۲۱۴.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به ۱۷۴.۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ سقوط کرد؛ آفریقا بیشترین آسیب را دید. کمکهای آمریکا به این قاره از ۱۲.۱ میلیارد دلار به ۷.۸۶ میلیارد دلار کاهش یافت؛ پایینترین سطح در یک دهه گذشته.
اما نکته مهمتر، نبود جایگزین فوری بود. برای نخستین بار در نزدیک به سه دهه، آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان همزمان بودجههای کمک خارجی خود را کاهش دادند. کارشناسان این وضعیت را بازگشت آمریکا به رهبری سابق نمیدانند؛ بلکه آن را «افول مدیریتشده» توصیف میکنند.در همین خلأ، چین فرصت تازهای پیدا کرده است. کاهش کمکهای آمریکا و سیاستهای تعرفهای واشنگتن که فشار بیشتری بر اقتصادهای در حال توسعه وارد کرده، از نگاه برخی تحلیلگران به یک مزیت دیپلماتیک برای پکن تبدیل شده است.
چین با تجارت به دنبال نفوذ است
چین برای پر کردن این فضا تنها به وعدههای سیاسی تکیه نکرده است. پکن تلاش کرده از مسیر تجارت، سرمایهگذاری و توافقهای اقتصادی حضور خود را تقویت کند.
از اول مه ۲۰۲۶، چین تعرفه واردات از ۵۳ کشور آفریقایی را بهطور کامل حذف کرد؛ اقدامی که بخشی از برنامه گستردهتر این کشور برای تعمیق روابط با آفریقا محسوب میشود.
وانگ یی، وزیر خارجه چین، این سیاست را در چارچوب هفتادمین سال روابط چین و آفریقا و ایجاد مشارکتهای اقتصادی جدید معرفی کرده است.همزمان، رفتوآمد رهبران جهان به پکن افزایش یافته است. در سال ۲۰۲۶، شی جینپینگ میزبان رهبران کره جنوبی، بریتانیا، کانادا، فنلاند، ایرلند و آلمان بوده است.
بخشی از این سفرها در شرایطی انجام شده که روابط تجاری بسیاری از این کشورها با آمریکا تحت تأثیر تعرفههای جدید واشنگتن قرار گرفته است اما تغییر بزرگتر در ساختار اقتصاد جهانی دیده میشود. تجارت میان کشورهای در حال توسعه یا همان «تجارت جنوب-جنوب» طی سه دهه از حدود ۶۰۰ میلیارد دلار به ۵.۶ تریلیون دلار رسیده است.
کشورهای در حال توسعه اکنون حدود ۴۵ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار دارند؛ رقمی که در سال ۲۰۰۰ تنها ۲۵ درصد بود.
کمربند و جاده؛ ابزار نفوذ بلندمدت چین
نفوذ چین تنها به تجارت محدود نیست. شرکتهای فناوری این کشور نیز از مسیر سرمایهگذاریهای خارجی در حال تثبیت جایگاه خود هستند. به گزارش دیپلماسی مدرن، وامهای مرتبط با ابتکار «کمربند و جاده» چین به شرکت هواوی اجازه داد یک مرکز داده در پاپوا گینه نو ایجاد کند؛ پروژهای که با وامی ۵۳ میلیون دلاری از یک بانک دولتی چین تأمین مالی شد.
شرکتهایی مانند علیبابا، بایدو، چاینا تلکام، تنسنت و ZTE نیز از همین مسیر حضور خود را در بازارهای در حال توسعه گسترش دادهاند. این حضور، مزیتی بلندمدت برای شرکتهای چینی ایجاد میکند و ورود رقبای آمریکایی به همان بازارها را دشوارتر میسازد. از سوی دیگر، ارزش پایینتر یوان نیز به صادرات چین کمک میکند. صندوق بینالمللی پول ارزش یوان را حدود ۱۶ درصد کمتر از ارزش واقعی برآورد کرده و برخی تحلیلها این رقم را تا ۲۵ درصد میدانند.
جاهطلبی جهانی پکن و محدودیتهای آن
برنامههای اقتصادی چین نشان میدهد که این کشور هدفی فراتر از افزایش تجارت دارد.برنامه پنجساله جدید چین بر تقویت روابط اقتصادی با جنوب جهانی، توسعه ابتکار کمربند و جاده و تحقق هدف شی جینپینگ برای دو برابر کردن اندازه اقتصاد چین تا سال ۲۰۳۵ تمرکز دارد.
پکن همچنین تلاش میکند ساختارهای جهانی موجود را تغییر دهد. «ابتکار حکمرانی جهانی چین» که در سال ۲۰۲۵ معرفی شد، بر ایجاد نظامی تأکید دارد که چین آن را عادلانهتر و فراگیرتر میداند.
با این حال، مسیر رهبری جهانی چین بدون مانع نیست. رابطه اقتصادی پکن با بسیاری از کشورهای در حال توسعه همچنان نامتوازن است؛ چین مواد خام وارد میکند و کالاهای صنعتی صادر میکند؛ حل این مشکل نیازمند افزایش تقاضای داخلی چین و اجازه دادن به تقویت ارزش یوان است.
هند نیز تلاش میکند نقش بیشتری در رهبری جنوب جهانی ایفا کند، هرچند تنوع سیاسی و اقتصادی این گروه، مسیر آن را دشوار میکند.
نظم جدید؛ نه جایگزینی، بلکه رقابت
آنچه امروز در حال شکلگیری است، جایگزینی ساده آمریکا با چین نیست. جهان به سمت نظمی چندقطبیتر حرکت میکند که در آن قدرتها برای نفوذ اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک رقابت میکنند.
آمریکا با کاهش حضور خود در کشورهای در حال توسعه، فضایی ایجاد کرده که چین سریعتر از دیگران برای پر کردن آن حرکت کرده است اما اینکه پکن بتواند این فرصت را به رهبری پایدار جهانی تبدیل کند، به توانایی آن در حل تناقضهای اقتصادی داخلی و ایجاد اعتماد در میان شرکای خود بستگی دارد.
نبرد آینده شاید نه بر سر کنترل سرزمینها، بلکه بر سر این پرسش باشد؛ چه کشوری میتواند خود را بهعنوان شریک قابل اعتماد جهان در حال توسعه معرفی کند؟




نظر شما